حکایت : دعای مادر پایه هفتم

qasem54 فارسی هفتم

دعای مادر

از بایزید بسطامى، رحمة اللّه علیه، پرسیدند که
ابتداى کار تو چگونه بود؟ گفت: من ده ساله بودم، شب
از عبادت خوابم نمى بُرد.
شبى مادرم از من درخواست کرد که امشب سرد
است، نزد من بخُسب.
مخالفت با خواهش مادر برایم دشوار بود؛ پذیرفتم


آن شب هیچ خوابم نبرد و از نماز شب بازماندم.
یک دست بر دست مادر نهاده بودم و یک دست زیر سر
مادر داشتم.
آن شب هزار «قُل هُوَ اللّهُ اَحَد » خوانده بودم.
آن دست که زیر سر مادرم بود، خون اندر آن خشک
شده بود. گفتم: «اى تن، رنج از بهِر خداى بکش .»
چون مادرم چنان دید، دعا کرد و گفت: «یا رب،
تو از وى خشنود باش و درجتش، درجهٔ اولیا گردان .»
دعاى مادرم در حقّ من مستجاب شد و مرا بدین
جاى رسانید.
بُستان العارفین

  • معنی: از بایزید بسطامی -که رحمت خدا بر او باد- پرسیدند که تو قبل از این که به این مقام و مرتبه برسی چگونه فردی بودی وچگونه به این راه هدایت شدی؟
  • گفت: من ده سال داشتم و شب ها مشغول عبادت بودم.
  • یک شب مادرم از من درخواست کرد که چون امشب سرد است نزد من بخواب.
  • سرپیچی از درخواست مادرم برایم سخت بود.بنابراین قبول کردم.
  • آن شب اصلا خوابم نبرد و نتوانستم نماز شب به جا آورم.
  • یک دستم در دست مادر بود و دست دیگرم در زیر سرش بود تا راحت بخوابد.
  • آن شب هزار بار سوره توحید را خوانده بودم.
  • آن دستی که زیر سر مادرم بود بی حرکت مانده بود و خون در آن جریان نداشت.
  • گفتم ای بدن به خاطر خداوند و خشنودی او رنج و سختی امشب را تحمل کن.
  • وقتی مادرم از خواب برخاست و مرا در آن وضع دید برایم دعا کرد وگفت:خدایا تو هم از فرزندم راضی باش و مقام و مرتبه اش را در ردیف مرتبه بزرگان و عارفان قرار بده.
  • دعای مادرم درباره من پذیرفته شد و مرا به این درجه و جایگاه رساند.

  • معنی لغات
  • بخسب:بخواب
  • باز ماندن:محروم شدن
  • درجت:درجه /رتبه  
  • اولیا: جمع ولی /دوستان خدا
  • مستجاب:پذیرفته شده /اجابت شده
    رحمة اللّه علیه: رحمت خدا بر او باد

 بستان العارفین و تحفة المریدین رسالهٔ دوم از مجموعهٔ دو رسالهٔ  منتخب رونق المجالس و بستان العارفین و تحفة المریدین «
است.
بستان العارفین رساله ای است بی آغاز و انجام و حاوی حکایت های مربوط به صوفیان مانند  
بایزید بسطامی، سفیان ثوری، صالح سمرقندی، رابعه و …
رسالهٔ بستان العارفین  مجموعاً ۱۷۴ صفحه است و هر صفحه دارای ۱۷ سطر است.
، برلین  اصل این رساله در کتابخانهٔ دانشگاه دولتی آلمان است و نسخهٔ عکس گرفته شده از آن
 در کتابخانهٔ اسعد افندی ترکیه است.
در این رساله هیچ گونه تاریخی دیده نمی شود؛ اما تصحیح کننده آن )آقای دکتر احمد علی رجایی با
توجّه به ضمیمه بودن این رساله با رسالهٔ  رونق المجالس   احتمال می دهد که در قرن ششم هجری قمری
 یا اندکی پیش از آن  تحریر یافته است .
 دکتر احمد علی رجایی در مقدمهٔ این مجموعه نوشته است:
چنین به نظر می رسد که منتخب  رونق المجالس را مردی چرب دست و شیرین قلم و صاحبدل نگاشته است؛ اما رسالهٔ ضمیمهٔ آن یعنی
بستان العارفین و تحفة المریدین  احتمالاً به وسیلهٔ کاتبی کم سواد و بی دقت نوشته شده است؛ زیرا آثار
 نوسازی و دستکاری در عبارات آن هویدا است.
مؤلف هیچ کدام از این دو رساله، تاکنون شناخته نشده اند؛ اما آنچه مسلم است در زمان سلطنت
عبدالحمید ثانیپادشاه عثمانی در سیزدهم رمضان سال ۱۳۰۵ هجری قمری در چاپخانهٔ مکهٔ
معظمه به وسیلهٔ سید خلیل بن سید مصطفی حافظ کتب حرم به چاپ رسیده است.
گفتنی است که در بعضی از کتابخانه های معتبر کشور، کتاب دیگری مشابه این کتاب وجود دارد
به نام   بستان العارفین گلستان العابدین  که در قرن یازدهم هجری توسط
زین العابدین احمدشیروانی تألیف شده است. این کتاب نیز حکایت هایی به نظم و نثر در باب اخلاق و عرفان دارد.

شاید دوست داشته باشید:

خوب جهان راببین

درس دوم فارسی هشتم : خوب جهان راببین

لغات و ترکیبات درس ۲ ( خوب جهان را ببین) دلایل : جمع دلیل  علت ها بی همتا : بی […]

نیایش هفتم

۱)خداوندا، به حقّ نیک مردان                   که احوال بَدَم را نیک گردان خدایا تو را به حق انسان های نیکوکار قسم […]

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

16 − 13 =