درس اول فارسی هفتم : زنگ آفرینش+حکایت اندرز پدر

qasem54 فارسی هفتم

درس اول : زنگ افرینش

۱) صـــــــــبــــــــح یک روز نوبهاری بود      روزی از روز های اول ســـــــــــــــــال

۲)بچه ها در کلاس جنگل سبز      جـمع بودند دور هم خوشحال 

3)بچه ها گرم گفت و گو بودند      باز هم درکلاس غوغا بود      

4)هریکی برگ کوچکی در دست      باز انگار زنگ انشاء بود            

5)تا معلم زگرد راه رسیــــد       گفت با چهره ای پر از خنده:

۶)باز موضوع تازه ای داریم      “آرزوی شما در آینده”      

7)شبنم از روی گل برخاست      گفت: می خواهم آفتاب شوم

۸)ذره ذره به آسمان بروم      ابر باشم، دوباره آب شوم

۹)دانه آرام بر زمین غلتیـــــــــــــد      رفت و انشای کوچکش را خواند

۱۰)گفت: باغی بزرگ خواهم شد      تا ابد سبز خواهم ماند          

11)غنچه هم گفت گرچه دل تنگم      مثل لبخند باز خواهم شد           

12)با نسیم بهار و بلبل و باغ      گرم راز و نیاز خواهم شد

۱۳جوجه گنجشک گفت: می خواهم      فارغ از سنگ بچه ها باشم          

14روی هرشاخه جیک جیک کنم      در دل آسمان رها باشم         

15)جوجه ی کوچک پرســــــــــــتو گفــــت:       کاش با باد رهسپار شوم                   

16) تا افق های دور کوچ کنم      باز پیغمبر بهار شوم            

17)جوجه های کبوتران گفتنـــــد:      کاش می شد کنار هم باشیم

۱۸)توی گلدسته های یک گنبد      روز و شب زائر حرم باشیم  

19)زنگ تفریح را که زنجره زد      باز هم در کلاس غوغا شد

۲۰)هر یک از بچه ها به سویی رفت      و معلم دوباره تنها شد            

21)با خودش زیر لب چنین می گفـت:      آرزو هایتان چه رنگین است!       

کاش روزی به کام خود برسید؛      بچه ها آرزوی من این است!  

معنی ابیـــــــــــــــــــــــــــــــــــات

۱)صبح یکی از روز های فصل بهار بود و سال تحصیلی جدید آغاز شده بود.

۲)بچه ها در کلاس دور هم جمع شده بودند و خوشحال بودند.

۳)بچه ها مشغول صحبت بودند و در کلاس سروصدا و شلوغ بود.

۴)هر یکی از بچه ها برگه ای در دست داشتند و قرار بود زنگ انشاء شروع شود.

۵)همین که آموزگار وارد کلاس شد و رسید، خندان گفت.

۶)برای انشاء موضوع تازه ای داریم. موضوع آرزوی شما در آینده است.

۷)شبنم بلند شد و گفت من میخواهم آفتاب شوم(صنعت تشخیص).

۸)ذره ذره با آسمان بروم و به ابر تبدیل شوم و دوباره به آب تدبیل شوم.

۹)دانه آرام آرام برروی زمین چرخید و غلت خورد و شروع کرد به خواندن انشای کوچکش.

۱۰)در انشایش گفت: به باغی بزرگ تبدیل خواهم شد و همیشه سرسبز وسبز رنگ خواهم ماند.

۱۱)غنچه گفت اگر چه دل تنگم، مانند لبخند باز خواهم شد.

۱۲)با باد ملایم بهار و بلبل و باغ، شروع به زار و نیاز کردن می کنم.

۱۳)جوجه گنجشک گفت می خواهم از سنگ بچه ها آزاد شوم.

۱۴)روی هر شاخه بنشینم و جیک جیک کنم و از منظره ی آسمان لذت ببرم.

۱۵)جوجه ی کوچک پرستو گفت کاش بتوانم با باد همراه شوم.

۱۶)تا آسمان های دور کوچ کنم و باز پیامبر خبر آمدن بهار شوم.

۱۷)جوجه های کبوتران گفتند ای کاش می توانستیم در کنار هم باشیم.

۱۸)توی گلدسته های یک گنبد، همه وقت زیارت کننده ی حرم باشیم.

۱۹)زنگ تفریح را که زنجره زد(نوعی حشره)، دوباره در کلاس سروصدا و شلوغ شد.

۲۰)همه ی بچه ها به طرفی رفتند و معلم دوباره تنها شد.

۲۱)معلم زیر لب می گفت چه آرزو های قشنگی دارید!

ای کاش روزی به آرزوی خود برسید. این آرزوی من است!

                       خود اررزیابی

۱-چهکسانىدرکلاسجنگلسبز،آرزوهاىخودرامطرحکردند؟

شنم – دانه -غنچه – جوجه گنجشک – جوجه پرستو – جوجه های کبوتران – معلم

-۲ منظورشبنمازجملهٔ«مىخواهمآفتابشوم» چیست؟

روحیه کمال جوی و تعالی طلب شبنم را مطرح می مند که دوست دارد در چرخه ی زندگی به کمال برسد و شخصیت درونی وی خورشید را درک کند.

-۳ اگرشمادرجنگلسبزبودید،چهآرزویىداشتید؟

آرز می کردم جای رود بودم و پس از جاری شدن و طی کردن مسافت های پر پیچ و خم و کسب تجربیات به دریا می پیوستم.

۴-
اگر شما جای معلم بودید چه موضوعی را برای انشا انتخاب می کردید؟

چه کسانی در راه رسیدن به آرزوها و اهدافشان موفق ترند؟



لغات درس زنگ افرینش

 حرم :داخل مکان زیارتی

 گرم: مشغول سر گرم                                                  غوغا :اشوب و فریاد همهمه

انگار :گویی                                                                   ذره ذره :کم کم 

 ابد: جاودان                                                    غلتید:از پهلویی به پهلوی دیگر چرخید

موضوع  مطلب                                                                 دل تنگ ناراحت  غمگین 

فارغ  اسوده راحت                                                          افق  کرانه های اسمان

پیغمبر پیام اور                                                                  گل دسته   مناره 

گنبد  سقف بزرگ که به شکل نیم کره است                          زائر  دیدار کننده

   کام  ارزو میل خواسته      زنجره سیر سیرک  نوعی حشره که از خود صدا تولید میکند


                    دانش های زبانی و ادبی

نکتۀاوّل

به بیت های زیر توجّه کنید:

زنگ تفریح را که زنجره زد     باز هم در کلاس غوغا شد

هریکازبچّههابهسوییرفتومعلّمدوبارهتنهاشد

بیت های بالا از بخش هایی تشکیل شده است، مانند: »هر یک از بچّه ها به سویی رفت «

هر یک از این بخش ها، دارای معنی کامل است. به این بخش ها جمله می گویند. هنگام سخن گفتن یا نوشتن، برای انتقال پیام به شنونده یا خواننده از جمله استفاده می شود.

نکته دوم:

به این بیت توجه کنید:

شبنم از روی برگ گل برخاست              گفت : می خواهم آفتاب شوم

مى دانیم که سخن گفتن،ویژگى انسان است وبراى شبنم امکان پذیرنیست. دراین سروده،شبنم به انسانى تشبیه شده است که مى تواندبرخیزد و سخن بگوید. هرگاه ویژگى هاى انسان رابه غیرانسان نسبت


دهیم،به آن«شخصیت بخشى یاتشخیص مى گویند. یکى اززیبایى هاى ادبى شخصیتّ بخشى به اشیاست

       کار گروهی

۱ نمونه اى از شخصیت بخشى را از درس پیدا کنید و دربارهٔ آنها گفت وگو کنید.

دانه آرام بر زمین غلتید        رفت و انشای کوچکش را خواند

در این بیت شاعر ویژگی های انسان را که شامل غلتیدن رفتن و انشا خواندن است را به دانه نسبت داده است.

زنگ تفریح را که زنجره زد       باز هم در کلاس غوغا شد

به زنجره شخصیت انسانی بخشیده شده و آن زدن زنگ تفریح است

۲ دربارهٔ تعداد جمله های بند دوم شعر بیت ۳ و ۴، گفت وگو کنید.

بچه ها گــــرم گفتــگو بودند     باز هم در کلاس غوغا بود

هر یکی برگ کوچکی در دست   باز انگار زنگ انشا بود

نکته : راه های تعداد جمله در نظم و نثر : ۱- شمارش تعداد فعل ها ۲- به حساب آوردن فعل های حذف شده ۳- به حساب آوردن شبه جمله به عنوان جمله

شبه جمله دو دسته اند : منادا ک کلماتی که مورد ندا و خطاب قرار می گیرند ۲-صوت :کلماتی که در بردارنده مفهوم تصدیق تاسف شادی هستند. مانند آفرین شگفتا  خوشا  هان

۳شعر را به صورت نمایش در کلاس اجرا کنید.

                       فعالیت های نوشتاری

۱ دو بند اوّل درس «زنگ آفرینش » را به نثر ساده بنویسید.


۲ واژهٔ صحیح را با توجّه به معنی جمله در جای خالی قرار دهید.
الف( مسلمانان دو ماه محرّم و ……… را گرامی می دارند. (سفر، صفر)
ب( هیچ کس او را نمی شناسد؛ او در اینجا …… است. (قریب، غریب)
۳ با حروف زیر، چهار کلمه بنویسید که ارزش املایی داشته باشد.
م، ح، ر، ز، ت، ی

مزیت    حریت     محرز     ترحم

۴ به نظر شما کدام یک از تشخیص های )شخصیّت بخشی( شعر «زنگ آفرینش » زیباتر است؟ آن را بنویسید

۵با دیدن تصویر روبه رو، به یاد چه کلمه هایی
می افتید؟ ده کلمه بنویسید

خدا رویش  طبیعت  استواری  بهار  آرامش  زیبایی صعود  کوه نوردی  موفقیت

۶ جملهٔ ناتمام زیر را با استفاده از شیوهٔ جان بخشی
در یک بند کامل کنید.
نمی دانم چرا دلم گرفته است؟احساس می کنم مورد هجوم سیل آسای بی مهری و بی توجهی انسان قرار گرفته ام.مدت هاست در گوشه یک قفس کتابخانه به سر می برم.اما دریغ از یک مطالعه کوتاه یا یک ورق زدن شتابان.من همان یار مهربانی هستم که با صداقت،مونس لحظه های تنهایی تان می شوم.با شما انس می گیرم و گنجینه ای از مهارت ها و تجربیات و علوم را در اختیارتان می گذارم
۷ حکایت زیر را بخوانید و جمله های آن را جداگانه بنویسید

شخصی را پسر در چاه افتاد. گفت: جان بابا، جایی مرو تا من بروم و طناب بیاورم و تو را بیرون کشم.
۸  نظر خود را دربارهٔ ضرب المثل «انسان به آرزو زنده است » در دو سطر بنویسید. آرزومندی سرمایه ای است ارزشمند که زندگی انسان را معنا دار نموده و شوق حرکت و تلاش و میل به پیشرفت رادو چندان می کند.آرزو و امید ،انسان را در برابر سختی های زندگی مقاوم نموده و دل مردگی و یاس را از بین می برد


                     حکایت

اندرز پدر
یاد دارم که در ایّام طفولیّت متعبّد و شب خیز بودم. شبى
در خدمت پدر، رحمة اللّه علیه، نشسته بودم و همه شب دیده بر
هم نبسته و مُصحف عزیز بر کنار گرفته و طایفه اى گرد ما خفته.
پدر را گفتم: از اینان  یکى سر برنمى دارد که دوگانه اى
بگزارد. چنان خواب غفلت برده اند که گویى نخفته اند که مرده اند.
گفت: جان پدر! تو نیز اگر بخفتى، به از آن که در پوستین
خلق افتى.
گلستان سعدى

معنی :یادم هست که در دوران کودکی شب ها بر می خاستم و به عبادت می پرداختم.یک شب در حضور پدرم (که رحمت خدا بر او باد)نشسته بودم وتمام شب بیدار بودم و مشغول خواندن قرآن و گروهی در اطراف ما خوابیده بودند.به پدرم گفتم : در بین این جماعت حتی یک نفر از خواب بیدار نمی شود تا نماز صبح بخواند.آنچنان در خواب غفلت و بی خبری از یاد خدا فرو رفته اند که انگار در خواب نیستند بلکه مرده اند.

پدر گفت: فرزند عزیزم تو هم اگر می خوابیدی بهتر از آن بود که از مردم غیبت می کردی.


معنی واژه ها ی حکایت درس اندرز پدر

ایام :روزها                          

طفولیت:خردسالی    

متعب‍د :عبادت کننده                        

 دیده :چشم

گویی:انگار                         

مصحف:کتاب اسمانی/قران

طایفه :گروه

رحمة الله علیه:خداوند او را رحمت کند

دو گانه :نماز صبح          

  به:بهتر     

 بگزارد :به جای اورد 

در پوستین خلق افتادن کنایه از غیبت کردن است

 سربر نمیدارد :کنایه از بیدار نمی شود

شاید دوست داشته باشید:

خوب جهان راببین

درس دوم فارسی هشتم : خوب جهان راببین

لغات و ترکیبات درس ۲ ( خوب جهان را ببین) دلایل : جمع دلیل  علت ها بی همتا : بی […]

نیایش هفتم

۱)خداوندا، به حقّ نیک مردان                   که احوال بَدَم را نیک گردان خدایا تو را به حق انسان های نیکوکار قسم […]

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

ده + چهار =