درس سوم :مثل آیینه

مثل آیینه

qasem54 فارسی نهم

درس سوم :مثل آیینه

توضیحات شعر کار و شایستگی

آینه چون نقش تو بنمود راست        خود شکن آیینه شکستن خطاست

 اگر آینه به درستی عیب و نقص هایت را به تو نشان داد آینه را نشکن بلکه غرورخودت را بشکن و خودت اصلاح کن .

۱-جوانی گه کار و شایستگی است      گه خود پسندی و پندار نیست

دوره ی جوانی دوره ی انجام کار و نشان دادن شایستگی هاست و زمان غرور و تکبّر و خیال پردازی نیست .

۲- چو بفروختی ٬ از که خواهی خرید       متاع جوانی به بازاز نیست

اگر دوران جوانی خود را از دست بدهی دیگر نمی توانی آن را به دست آوری زیرا جوانی کالایی نیست که بتوانی آن را از بازار خریداری کنی .

۳- عنیمت شمر٬جز حقیقت مجوی      که باری است فرصت٬دگر بار نیست

قدر دوران جوانی را بدان و به دنبال حقیقت و واقعیّت ها باش زیرا دوره ی جوانی فقط یک بار است و دیگر تکرار نمی شود

۴-مپیچ از ره راست بر راه کج          چو در هست ٬حاجت به دیوار نیست

هیچ گاه از راه راست منحرف نشو و به بیراهه نرو وقتی که می توانی از راه راست به اهداف خود برسی نیازی نیست که به بیراهه بروی .

۵- ز آزادگان بردباری و سعی       بیاموز ٬ آموختن عار نیست

صبر و شکیبایی و سعی و تلاش را از انسان های آزاده بیاموز و بدان که آموختن و یاد گرفتن از دیگران هیچ گاه عیب و عار نیست .

۶- به چشم بصیرت به خود در نگر     تو را تا در آیینه ٬ زنگار نیست

با بینش و آگاهی در مورد خودت فکر و تأمّل کن تا زمانی که قلبت همچون آینه  صاف و روشن است و هنوز آلوده نشده است .

۷- همی دانه و خوشه ٬ خروار شد       ز آغاز ٬ هر خوشه خروار نیست

با انباشته شدن دانه های خوشه بر روی هم خرمن ها به بوجود می آیند و در ابتدا هیچ خوشه ای خرمن نبوده است .

۸- همه کار ایّام درس است و پند          دریغا که شاگرد هشیار نیست

تمام کارهای این جهان برای انسان درس و پند و اندرز هستند امّا افسوس که انسان هوشیار ی پیدا نمی شود از این همه پند و عبرت بگیرد

خودارزیابی

۱- نویسنده به چه نوع ارتباط هایی در دوران نوجوانی اشاره کرده است ؟

ارتباط با خود ، یعنی توجه به لباس ، قد و قامت ، لاغری یا چاقی ، عواطف و احساسات درونی ؛ ارتباط با دیگران که وابسته به نیاز درونی اوست تا نقد و نظر دیگران را درباره ی رفتار و کردار خود بداند.

 2- ویژگی های مشترک آینه و دوست را بیان کنید.

هر دو در کمال راستی و صداقت ، عیب و حسن آدم را نشان می دهند و بازگو می کنند.

 3- به نظر شما چه ارتباطی میان متن و شعر درس وجود دارد ؟

هر دو آدمی را به غنیمت دانستن دوران جوانی و نوجوانی و تلاش در کسب خوبی ها و فضایل دعوت می کنند.

کار گروهی :

۱- درباره ی مفهوم جمله ی « المومن مرآه المؤمن » و ارتباط آن با درس بحث و گفت و گو کنید.

مفهوم این حدیث « المؤمن مرآه المؤمن = مؤمن آیینه ی مؤمن است. » این است که مؤمنان باید در اصلاح رفتار و گفتار یکدیگر بکوشند و معایب و محاسن خواهران و برادران دینی خود را به آن ها بگویند. در این درس هم دوستانی را که آدمی در دوره های مختلف زندگی از جمله جوانی و نوجوانی پیدا می کند مثل آیینه ای دانسته که می تواند موجب اصلاح بدی ها و کج رفتاری های انسان و تأیید و تحکیم خوبی ها و محاسن او باشد.

۲- بيت زير، كدام ضرب المَثَل را به ياد مي آورد؟ دربارة ارتباط آنها توضيح دهيد.

همي دانه و خوشه، خروار شد ز آغاز، هر خوشه خروار نيست

هرچیز کوچکی اگر اندک اندک جمع شود،زیاد می شود.مانند قطره های باران که کم کم دریا می شوند و خوشه های گندم که وقتی در کنار هم قرار می گیرند خروار (بسیار زیاد) می شوند

نوشتـــــــــن

 1-در میان كلمه های زیر، هم خانواده كدام واژه ها در متن درس به كار رفته است؛ آنها را

بیابید و بنویسید:

غنی، حجّت، یوم، مغتنم، مبصر، احتیاج، صبور، دوام، مساعی، سعید

یوم:ایام/مغتنم: غنیمت/مبصر: بصیرت/احتیاج:حاجت/مساعی:سعی

۲- در بیت زیر کنایه ها را مشخّص کنید و معنی آنها را بنویسید.

مپیچ از ره راســـــــــــت بر راه کج            چو در هست، حاجت به دیوار نیست

از ره راست پیچیدن:کنایه از منحرف شدن

به راه کج رفتن: کنایه از انجام کار نادرست و اشتباه

۳-با ذكر دلیل گونه های پرسش زیر را مشخص كنید .

كه تواند كه دهد میوه الوان از چوب؟          یا كه داند كه بر آرد گل صد برگ از خار؟

خار بر پشت زنی زیــــــــــــــتتن سان          گام عزّتت چیست ؟ عزیزیت كدام ؟

هر شب كه روی به جامه  خواب                    كن نیك تأمل اندر این باب

كان روز، به علم تو چه افزود؟                     وز كرده خود، چه برده ای سود؟

بیت اول و دوم پرسش انکاری هستند ولی مثال سوم پرسشی نیست.بیت چهارم هم پرسش معمولی است. در دو بیت اول شاعر و مخاطب ،پیشاپیش جواب پرسش ها را می داند.جواب آنها منفی است.(چه کسی جز خدا می تواند میوه های رنگارنگ از چوب و گل صدبرگ از خار به وجود آورد؟هیچ کسی جز خدا) بیت دوم:وقتی این گونه خار برپشت راه میروی عزت و عزیزی نداری.

شاید دوست داشته باشید:

نیایش :بیا تا برآریم دستی ز دل

نیایش :بیا تا برآریم دستی ز دل

قالب شعر : منثوی

از : بوستان سعدی

بیت ۱ :

بیا تا براریم دستی زدل                                 که نتوان برآورد فردا ز گل

معنی :

بیا با تمام وجود خداوند را پرستش کنیم ، زیرا بعد از مرگ ، فرصت چنین کاری را نداریم.

آرایه ها :

دست برآریم : کنایه از مناجات بکنیم / دل و گل : جناس / فردا : مجازا قیامت

نکته های دستوری :

برآریم : فعل پیشوندی / نتوان برآورد : وجه مصدری

روان خوانی دو نقّاش

روان خوانی دو نقّاش

داستان‌هایی برای فکرکردنیکی از مجموعه طرح‌هایی است که برای رشد تفکر و یادگیری تدوین شده است؛ این کتاب مجموعه‌ای از […]

درس هفدهم :شازده کوچولو

درس هفدهم :شازده کوچولو

شازده کوچولو، اثری خیال انگیز و زیباست که در خلال آن عواطف بشری به ساده ترین شکل،تجزیه و تحلیل شده […]

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دو × سه =