درس شانزده :آدم آهنی و شاپرک

qasem54 فارسی هفتم

معنی واژگان
انبوه:پر
غرّش:فریاد
موذیانه:آزار دهنده
رایحه:نسیم
نجوا:آوا
باد در گلو انداختن:مغرور شدن


خود ارزیابی
۱ چرا آدم آهنی از شاپرک خوشش آمد؟زیرا بال بالی با همه تماشاگران فرق داشت.سوال هایی می کرد که در برنامه آدم اهنی نبود و همین باعث می شد که جوب هایش غلط باشد و خوب از آب در نیاید.او حتی یک بار هم آدم آهنی را تحسین نکرد.جای بال هایش بر گونه آدم آهنی حالت خوش آیندی داشت.صدایش دل نشین بود و او را تروم عزیز صدا کرد.
۲ چرا آدم آهنی پس از مرگ شاپرک به سؤالات جواب درست نمی داد؟زیرا آدم آهنی دیگر ماشین نبود.او از حالت یکنواختی و تکرار شدن خارج شده بود.شاپرک با مرگ خود روح لطیفش را در آدم آهنی دمیده بود.تروم سرشار از عشق و دوستی شده بود و دیگر حاضر نبود به سوالات از پیش طراحی شده و جواب های خسته کننده و تکراری جواب بدهد.
۳ آخرین جملهٔ درس، چه پیامی دارد؟عشق و دوستی
۴ ………………………………………………


دانش های زبانی و ادبی
نکتۀ اوّل
به این جمله ها توجه نمایید و دربارهٔ آنها گفت وگو کنید.
 من فردا نامه را خواهم نوشت.
 تو فردا نامه را خواهی نوشت.
 او فردا نامه را خواهد نوشت.
 ما فردا نامه را خواهیم نوشت.
 شما فردا نامه را خواهید نوشت.
 آنها فردا نامه را خواهند نوشت.
چنان که می بینید جملات بالا مربوط به زمان آینده یا مستقبل است. به شش ساخت زمان آینده توجه کنید.

                        شش ساخت زمان آینده
مفردجمع
خواهم نوشتخواهیم نوشت
خواهی نوشتخواهید نوشت
خواهد نوشتخواهند نوشت

آیا می توانید بن فعل و شناسه فعل آینده را بگویید؟
نکتۀ دوم
در داستانی که خواندیم، شخصیّت های اصلی، آدم آهنی و شاپرک بودند. آیا مقصود نویسندهٔ داستان از آدم آهنی فقط همان آدم آهنی نمایشگاه بوده و مقصود از شاپرک همان شاپرکی که بر درخت بلوط لانه داشته است؟
در داستان، دریافتید که آدم آهنی، ابتدا احساس نداشت. تنها همان چیزهایی را می گفت که از قبل برای او برنامه ریزی شده بود. مشابه آدم آهنی، آدم هایی را می شناسیم که احساس و عاطفه ندارند
و مثل آدم آهنی رفتار می کنند. در همین داستان، شاپرک، مهربان است و با عاطفه، آدم آهنی را «تروم عزیز » خطاب می کند. او
را دوست دارد و نوازش می کند. مثل شاپرک، انسان های مهربانی در اطراف ما هستند.داستان نویسان، با استفاده از تخیّل و آوردن شخصیّت های غیر انسان، ذهن ما را وا می دارند تا شبیه آنها را در جامعه و اطراف خود پیدا کنیم.این گونه داستان ها را «داستان های رمزی و نمادین » می گویند


کار گروهی
۱ دربارهٔ شخصیت هاى داستان این درس گفت وگو کنید.
۲ یک داستان نمادین دیگر در کلاس بخوانید و شخصیت هاى آن را بررسى کنید.
۳ آخرین قسمت این داستان را در کلاس نمایش دهید.


فعالیت های نوشتاری
۱ ترکیب های وصفی و اضافی را مشخّص کنید.
درخت بلوط،(اضافی) احساس خوب(وصفی)، افراد سرشناس(وصفی)، صدای بلند(وصفی)، مربّای زردآلو(اضافی)، اسم من(اضافی)

 نشانهٔ تنوین به صورت َ ن خوانده و شنیده می شود امّا در املا، این نشانه به شکل «اً » نوشته می شود. مانند: اصلاً، جدّاً، مرتّباً و … .
 برخی از کلمات، در گفتار دچار تغییرات تلفظّی می شوند امّا در نوشتن، شکل مکتوب و نوشتاری آنها، باید مورد توجّه باشد، مانند: اجتماع، مجتبی و … .

۲ برای هر کلمه، یک هم خانواده بنویسید.
مطمئن(اطمینان  )، سؤال(سائل )، قصّه(قصص )، توجّه(توجیه )
۳ در جمله های زیر نهاد، مفعول و متمم را معیّن کنید.
 شناسنامهٔ ما، عمر حقیقی ما را تعیین نمی کند.
نهاد                 مفعول
 فرصت های خوب و عزیز می گذرند.
       نهاد
 دانش آموزان   شهید رجایی را دوست داشتند.
  نهاد               مفعول
 آفتاب برگل ها و سبزه ها می تابد.
 نهاد           متمم
۴ فعل های «ایستادند، می آید، پرسیدند، گفت » را به فعل آینده تبدیل کنید.خواهند ایستاد-خواهد آمد-خواهند پرسید- خواهند گفت

 از دیرباز استفاده از نماد در ادبیّات رایج بوده است مثلاً کبوتر و آب را به ترتیب
نماد «صلح و دوستی » و «نور و روشنایی » می دانسته اند.
 استفاده از «نماد » در نوشته باعث قوّت اثر و تأثیر بخشی بیشتر برخواننده می شود.

 5   شخصیت نمادین آدم آهنی را در یک بند توصیف کنید.آدم آهنی مظهر آدم های خشک و بی عاطفه است که به علت زندگی ماشینی،احساسات و عواطف انسانی پاک خود را از دست داده اند و درگیر کارهای تکراری شده اند.قدرت تفکر ندارند و دچار انجماد فکری شده اند و کارهایی انجام می دهند که دیگران برایشان برنامه ریزی کرده اند و خارج از آن توانایی و قابلیت ندارند.
۶  یک بند بنویسید و واژه های «رودخانه، دریا، موج، قطره » را در آن به کار ببرید.قطره در کنار سایر دوستانش در آغوش رودخانهفمسیرهای پرفراز و نشیبی را طی کرده بود.آنها از میان کوه های سر به فلک کشیده،مراتع سرسبز،جنگل های انبوهفدشتهای خرم و گندم زارهای طلایی عبور کرده بودند و اکنون در مسیر خود،شاهد جلوه های دیگری از طبیعت بودند.اکنون لحظه بی تابی قطره فرا رسیده بود.او برای رسیدن به دریا لحظه شماری می کرد و زودتر می خواست به ساحل برسد،سوار موج شود و همه زیبایی های دریا را از نزدیک نظاره گر باشد
۷ پایان داستان «آدم آهنی و شاپرک » را به سلیقهٔ خود تغییر دهید.
آدم آهنی دست خود را بلند کرد.خفّاش که با سرعت می آمد،به دست آدم آهنی خورد و به زمین افتاد.آدم آهنی سریع خود را به بال بالی رساند.بال بالی در گوشه ای ازنمایشگاه بین کمد و دیوار گیر کرده بود و از هوش رفته بود.آدم آهنی سعی کرد بال بالی را بیرون بیاورد امّا نتوانست.خفّاش با بال های زخمی از راه رسید و محکم بر روی چشم های آدم آهنی ضربه زد.از شدّت ضربه،هردو به زمین افتادند.سر آدم آهنی گیج می رفت.او جایی را نمی دید.خفّاش نیز بی هوش شده بود.مدّتی به همین ترتیب سپری شد.ناگهان صدای ضعیف و شکسته ای آدم آهنی را به خود آورد.این صدای بال بالی بود. او زنده بود
۸  دربارهٔ ضرب المثل «دوستی با مردم دانا نکوست » یک بند بنویسید.انسان موجودی اجتماعی و نیازمند دوستی و مصاحبت با دیگران است.بنابراین باید در انتخاب دوست و توجه به ویژگی هایش دقت صورت گیرد.یکی از ویژگی های دوست خوب،دانایی و دانش اوست.چرا که دوست دانا مشاور و راهنمای خوبی است و ما را از عطر دانش بهره مند می سازد.با دوست دانا می توانیم پله های رشد و ترقی را طی کنیم

شاید دوست داشته باشید:

خوب جهان راببین

درس دوم فارسی هشتم : خوب جهان راببین

لغات و ترکیبات درس ۲ ( خوب جهان را ببین) دلایل : جمع دلیل  علت ها بی همتا : بی […]

نیایش هفتم

۱)خداوندا، به حقّ نیک مردان                   که احوال بَدَم را نیک گردان خدایا تو را به حق انسان های نیکوکار قسم […]

3 دیدگاه

  1. عالییی بود ممنون مرسی واقعا ممنونم 😍😍😍😍😘😘😘😘😘🥰🥰🥰🥰❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

3 × چهار =