درس چهارم: هم نشین

درس چهارم : هم نشین

qasem54 فارسی نهم

  درس چهارم هم نشین

 * مصاحبت با یک دوست خوب و شکیبا ، هم چون وزش نسیم دل انگیزی است که احساس آرامش و سبکی و صفای درون را در ما زنده می سازد.

معنی : هم نشین با دوستی خوب و صبور ، مانند ورزش باد ملایم و خوبی است که احساس آرامش و راحتی و پاکی درون را در ما شاداب می سازد.

لغت :مصاحبت : هم صحبتی ، هم نشینی / شکیبا : بردبار ، صبور / دل انگیز : خوب ، پسندیده / سبکی : راحتی ، آرامش / صفا : پاکی

آرایه :مصاحبت مانند وزش نسیم : تشبیه

بیت : دیدار یار غایب ف دانی چه ذوق دارد ؟     ابری که در بیابان بر تشنه ای ببارد

معنی : ایا می دانی ، دیدن یار غایب ، چقدر لذّت بخش است ؟ مانند ابری است که در بیابان بر انسان تشنه ای می بارد.

لغت : دیدار : دیدن ، ملاقات کردن / غایب : کسی که در جایی حضور ندارد. / ذوق : شوق و اشتیاق

آرایه : دیدار یار غایب به ابر مانند شده است. / تکرار « ر » و « ب » : نغمه حروف / ابر و باریدن » مراعات نظیر

نکته دستوری :

بیت از چهار جمله ، تشکیل شده است. ( بعد از ابری فعل « است » حذف شده )

* چه بسیارند کسانی که لاف دوستی می زنند ، امّا در حقیقت ، گرگانی در جامه ی میشان اند.

معنی : انسان های زیادی وجود دارند که بیهوده ، ادّعای دوستی می کنند ، امّا در حقیقت ، مانند گرگ های درنده هستند که خود را در لباس گوسفندان ، مهربان و دوست داشتنی ، نشان می دهند

لغت : لاف زدن : ادّعای زیاده از حد ، بیهوده گویی ، خودستایی کردن / جامعه : لباس

آرایه : لاف زدن ، کنایه / گرگانی هستند : تشبیه / گرگان و میشان : تضاد / گرگانی در جامه ی میشان اند : کنایه

* از هم نشینی با بدان پرهیز کن که هم چون شمشیر برهنه ، ظاهرش زیبا و اثرش زشت است.

                                                                                                (ازامام جواد (ع)…)

معنی : از هم نشینی با انسان های بد دوری کن ، زیرا مانند شمشیری بی غلاف هستند که ظاهری زیبا دارند ، امّا نتیجه ی دوستی کردن با آن ها ، ناپسند و زشت است. ( شمشیر ، نتیجه اش ، قتل و خون ریزی است و انسان های بد کارهای زشت و ناپسند می کنند.)

آرایه : هم نشینی با بدان مانند شمشیر است : تشبیه / زشت و زیبا : تضاد

 بیت : تا توانی می گریز از یار بد                  یار بد ، بدتر بود از مار بد

معنی : تلاش کن که از دوست بد دوری کنی زیرا ، دوست بد از مار ترسناک ، بدتر است.

آرایه : تکرار « ب » و « د » : واج آرایی / یار بد به مار مانند شده : تشبیه / یار و مار : جناس / بد و بد : تکرار

بیت : مار بد تنها تو را بر جان زند                 یار بد بر جان و بر ایمان زند

معنی : مار بد فقط ، جان تو را می گیرد و تو را نابود می کند ، اما یار بد علاوه بر جان تو ، ایمان و اعتقاد تو را هم از بین می برد.

آرایه : مار و یار : جناس / تکرار حرف « ب » : واج آرایی / جان و جان : تکرار

* بدان که هر کس صحبت و دوستی را نشاید بلکه باید که صحبت با کسی دارند که در وی سه خصلت بود : اول آن که عاقل بود که در صحبت احمق و نادان هیچ فایده نبود ؛ دوم آن نیکو خلق بود ، که در بدخو سلامت نبود ؛ سون آن که به صلاح بود ، که هر که به معصیت ، مصر بود از خدای نترسد و هر که از خدای نترسد ، بر وی اعتماد نبود.

معنی : آگاه باش که هر کسی شایسته دوستی و هم نشینی نیست ، بلکه شایسته است که با کسی هم نشین باشیم که دارای سه ویژگی باشد : اول آن که دانا باشد ، زیرا هم نشینی با انسان احمق و نادان هیچ سود و فایده ای ندارد ؛ دوم آن که ، خوش اخلاق باشد زیرا انسان بد اخلاق بیمار و ناراحت است ؛ سوم آن که درستکار و صالح باشد ، زیرا هر کسی که به گناه کردن اصرار دارد از خدا نمی ترسد و قابل اعتماد نیست.

لغت : صحبت : هم نشینی / نشاید : شایسته نیست / خصلت : ویژگی / عاقل : دانا / احمق : نادان / نیکو خلق : نیکوکار ، درستکار / بد خو : بد اخلاق / صلاح : نیکی ، درستی / معصیت : گناه ، نافرمانی / مصر : اصرار کننده ، پافشاری کننده / اعتماد : پشت گرمی ، یاری ، امید داشتن به کارآیی

آرایه : عاقل و احمق : تضاد / عاقل و نادان : تضاد / نیکو خلق و بد خلق : تضاد

بیت : با بدان کم نشین که صحبت بد           گرچه پاکی ، تو را پلید کند

معنی : با انسان های بد کم تر دوستی و هم نشینی کن ، زیرا انسان های بد تو را که پاک هستی ، آلوده می سازند.

آرایه : این بیت یک تمثیل است .

پلید و پاک : تضاد / تکرار « ب » در مصراع اول : نغمه ی حروف

بیت : آفتابی بدین بزرگی را                                             لکه ای ابر ، ناپدید کند

معنی :  لکه ای ابر ، آفتاب به این بزرگی را پنهان و ناپدید می سازد. ( دوستی با بدان مانند لکّه ای ابر است که آفتاب را پنهان می کند ، انسان را آلوده می سازد)

آرایه : هر کس با بدان نشیند اگر نیز طبیعت ایشان در او اثر نکند ، به طریقت ایشان متّهم گردد .

معنی : هر کسی که با انسان های بد ، هم نشینی کند اگر خلق و خوی آن ها در او تأثیر نگذارد راه و روش نادرست آن ها به او نسبت داده می شود . ( به او تهمت ناروا زده می شود .)

لغت : طبیعت : سرشت ، خلق و خوی / طریقت : راه و روش / متّهم : کسی که کار بدی به او نسبت داده می شود ، مورد تهمت واقع شده

آرایه : نشیند ، نکند و گردد : سجع

بیت : پسر نوح ، با بدان بنشست                                           خاندان نبوّتش گم شد

معنی :پسر نوح (ع) به خاطر هم نشینی با انسان های بد از خاندان پیامبری رانده شد و مقام و مرتبه ی خویش را از دست داد .

لغت : خاندان : خانواده ، دودمان / نبوّت : پیغمبری ، رسالت

آرایه :  نوح و نبوّت : مراعات نظیر / تلمیح به داستان حضرت نوح (ع)

بیت : سگ اصحاب کهف روزی چند           پی نیکان گرفت و مردم شد

معنی : سگ اصحاب کهف ( یاران غار ) مدّتی به خاطر همراهی با انسان های خوب ، به مرتبه و مقام انسانی رسید

لغت : اصحاب : ج صاحب ، یاران / کهف ( kahf) : غار / مردم : انسان

آرایه : تملیح به داستان اصحاب کهف

توجه : اصحاب کهف : چند نفری بودند که در دوره ی دقیانوس از شهر بیرون رفتند و در غاری خوابیدند و ۳۰۰ سال در خواب بودند …

نکته ی دستوری :  در مصرع دوم « مردم » اسم جمع نیست . گاهی در گذشته بر خلاف امروز به معنی مفرد انسان به کار می رفت و فعل آن هم به صورت مفرد بود .

مثل هم نشین بد چون آهنگر است ، اگر جامه نسوزد ، دود در تو گیرد و مثل هم نشین نیک چون عطار است که اگر مشک به تو ندهد ، بوی در تو گیرد .

معنی :  هم نشین بد مانند آهنگری است که اگر لباس تو را نسوزاند ( ظاهر تو را تغییر ندهد ) بوی دودش در تو اثر می کند . ( رفتار و باطن تو را تغییر می دهد .) و مثل هم نشین خوب همانند عطر فروشی است که اگر مادهّ ی خوشبوی به تو ندهد. ( باطن تو را تغییر ندهد ) ، دست کم ، بوی خوش در تو اثر می گذارد . ( در ظاهر و رفتار تو تأثیر  می گذارد . )

لغت : عطّار : عطر فروش / مشک : مادهّ ی خوشبو

آرایه :  آهنگر ، دود و سوختن : مراعات نظیر / عطار ، مشک و بوی : مراعات نظیر ( در این عبارت شبکه ی معنایی وجود دارد . ) / نسوزد ، گیرد : سجع / مثل هم نشین … : تمثیل / بد و نیک : تضاد / هم نشین بد به آهنگر و هم نشین نیک به عطّار : تشبیه

بیت : هم نشین تو از تو ، به باید                                            تا تو را عقل و دین بیفزاید

معنی :  هم نشین تو  باید از خودت بهتر باشد ، تا این که چیزی را به عقل و دین تو اضافه کند .

نکته ی دستوری : به ( = بهتر ) : صفت تفضیلی

تاریخ ادبیات

غزّالی ، محمد : ابو حامد امام محّمد بن محمّد غزالی ( ۴۵۰ – ۵۰۵ ه . ق ) از دانشمندان معروف دوره ی سلجوقی است . وی در فقه و حکمت و کلام ، سر آمد روزگار خویش بود . پدرش مردی بافنده بود و برخی لقّب غزالی را به مناسبت پیشه ی او می دانند . وی به مدّت پنج سال در مدرسه ی نظامیّه تدریس کرد و در طابران توس درگذشت و همان جا مدفون شد . از آثار او می توان به کیمیای سعادت ، نصیحه الملوک و احیاء علوم الدّین اشاره کرد .

خودارزیابی :

۱- در متن درس چه کسانی به عنوان مشاوران خوب ، معرّفی شده اند ؟

پدر و مادر ، معلّمان دلسوز ، مربیِّان با تجربه

۲- در سخن امام جواد (ع) تشبیهی به کار رفته است . این تشبیه را توضیح دهید.

امام جواد (ع) فرموده اند : « از همنشینی با بدان ، پرهیز کن که هم چون شمشیر برهنه ، ظاهرش زیبا و اثرش زشت است » ایشان دوستان بد را از دوجهت مثل شمشیر دانسته اند یکی از جهت ظاهر که زیبا ، خوش قد و قامت و درخشنده است دیگر از جهت تأثیری که به جای می گذارد که چون نتیجه ی استفاده از شمشیر ، قتل و خون ریزی است . اثرش مثل هم نشینی با انسان های بد ، زشت ، ناپسند و زیان بار است.

۳- به نظر شما چرا سعدی ، پسر نوح (ع) را با سگ اصحاب کهف ، مقایسه کرده است ؟

چون خواسته بگوید حتی فرزندان پیامران نیز اگر با بدان همدلی و هم نشینی کنند ، مقام و منزلت خویش را از دست می دهند و از آن طرف اگر حیوانی چون سگ با خوبان و نیکان ، همدلی و همراهی کند ارزش و اعتبار می یابد.

گفت‌وگو (صفحهٔ ۳۴ کتاب درسی)

۱- درباره آیات، روایات و داستان‌ها و اشعار دیگری که درباره دوستی و دوست‌یابی دوره نوجوانی شنیده یا خوانده‌اید، گفت‌وگو کنید. بزرگان و سخن سرایان درباره دوست و دوستی مطالب فراوانی را بیان فرموده‌اند. بزرگان در زمینۀ دوست و دوست یابی هم عقیده‌اند. آنها دوست را نعمت و ارزش و احترام دوست را بر خود واجب می‌دانند. توصیه به داشتن دوست خوب می‌کنند و از داشتن دوست بد بر حذر می‌دارند.

بیا تا قـــدر همــــدیگر بـــــدانــــــیم                  کـــــه تا ناگـــه ز یکدیگر نـمانیم

چـــــو مـــؤمن آیینۀ مـــؤمن یقین شد            چــــرا با آیینـــه مــــا رو گـــرانیم؟

کریـــمان جان فـــدای دوســــت کردند            ســـــگی بـــــگذار مـــا هــم مردمانیم

غرض‌ها تیره دارد دوستی را                غرض‌ها را چرا از دل نرانیم      مولوی

درخت دوستی بنشان که کام دل به بار آرد                 نهال دشمنی بر کن که رنج بی‌ شمار آرد…

آسایش دو گیتی تفسیر این دو حـرف است             با دوستان مروت، با دشمنان مدارا…. حافظ

۲- درباره بیت زیر، گفت‌وگو کنید و نتیجه را به کلاس گزارش دهید.

دیدار یار غایب، دانی چه ذوق دارد؟                اَبـــری که در بیابان بر تشنه‌ای ببارد

ذوق و شوقی که انسان از آمدن و دیدن یار غایب خود دارد شادابی و خوشحالی خاصی را به ما منتقل می‌کند و مانند ذوق و شوق موجوداتی است که در بیابان زندگی می‌کنند و ابر بارانی بر آنها می‌بارد. لذت دیدن دوست غایب شاید یکی از لذت بخش‌ترین اتفاق‌های دنیا باشد. لذتی که نمی‌توان آن را با هیچ چیز دیگر جایگزین کرد.

نوشتن ص۳۵

نوشتن ص35

شاید دوست داشته باشید:

نیایش :بیا تا برآریم دستی ز دل

نیایش :بیا تا برآریم دستی ز دل

قالب شعر : منثوی

از : بوستان سعدی

بیت ۱ :

بیا تا براریم دستی زدل                                 که نتوان برآورد فردا ز گل

معنی :

بیا با تمام وجود خداوند را پرستش کنیم ، زیرا بعد از مرگ ، فرصت چنین کاری را نداریم.

آرایه ها :

دست برآریم : کنایه از مناجات بکنیم / دل و گل : جناس / فردا : مجازا قیامت

نکته های دستوری :

برآریم : فعل پیشوندی / نتوان برآورد : وجه مصدری

روان خوانی دو نقّاش

روان خوانی دو نقّاش

داستان‌هایی برای فکرکردنیکی از مجموعه طرح‌هایی است که برای رشد تفکر و یادگیری تدوین شده است؛ این کتاب مجموعه‌ای از […]

درس هفدهم :شازده کوچولو

درس هفدهم :شازده کوچولو

شازده کوچولو، اثری خیال انگیز و زیباست که در خلال آن عواطف بشری به ساده ترین شکل،تجزیه و تحلیل شده […]

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

پانزده − 12 =