حکایت:به خدا چه بگویم

به خدا چه بگویم

qasem54 فارسی هشتم

حكايت

**به خداچه بگويم؟**

روزي غلامي گوسفندان اربابش را به صحرا برد.گوسفندان دردشت،سرگرم چرا بودند كه مسافري ازراه رسيد وباديدن انبوه گوسفندان ،به سراغ آن غلام(چوپان)رفت وگفت:((از اين همه گوسفندانت،يكي را به من بده)).

چوپان گفت:((نه،نمي توانم اين كار را بكنم؛هرگز!)).

مسافرگفت:((يكي را به من بفروش)).

چوپان گفت:((گوسفندان از آن من نيست)).

مرد گفت:((خداوندش رابگوي كه گرگ بِبُرد)).

غلام گفت:((به خداي چه بگويم))؟!

واژه نامه

ارباب:مالک،صاحب    

انبوه:مقدارزیاد،فراوان

هرگز:هیچ وقت       

غلام:خدمتکار

خداوند:دراین جا به معنی صاحب است.

 شرح برخی از عبارات:

*اربابش:مضاف ومضاف الیه است. َش:ضمیر متّصل سوم شخص مفرداست که گاهی نقش مضاف الیه دارد.گاهی هم پس ازحرف اضافه می آید که نقش متمّمی دارد.

مثال:اَزش پرسیدم(از اوپرسیدم)

وهرگاه ضمیرمتّصل همراه بعضی ازفعل های متعدّی بیاید،نقش مفعولی دارد.

مثال:

گرفتمش،دیدمش

*سرگرم بودن:کنایه است ازمشغول کاری بودن؛سرگرم چرا بودند:مشغول چریدن بودند.

*گوسفندانت:مضاف ومضاف الیه است. َت:ضمیرمتّصل دوم شخص مفرد است.

*هرگز:قید نفی است.

*خداوندش:صاحبش،َش:ضمیر متّصل سوم شخص مفرد.

درگذشته به صاحب ومالک چیزی خدا می گفتند.

هنوز هم درکلمه ی«ناخدا»وکدخدا»این اصطلاح رابه کار می بریم.

ناخدا به معنی«صاحب ناو»و«ناو»یعنی کشتیفکه به مرورزمان(و)درناو خداحذف گردیده وبه(ناخدا)تبدیل شده است.

کد خدابه معنی خداوند دهکده است.

*درگذشته درابتدای بیشتر فعلهای ماضی ساده،حرف(بِ)به کار می برند؛مثلا به جای«خورد»می گفتند:بخورد.

به جای«دید»می گفتند:«بدیدو…»

مفهوم حکایت:

امانت داری یکی از بزرگترین صفاتی است که بسیار به آن سفارش شده است وانسان باید از امانت دیگران مراقبت کندوبه هیچ قیمتی نگذارد که آسیبی به امانت دیگران که اکنون دردرست اوست،برسد.

در سوره نساء آیه ٥٨ سفارش شده است:

((ان الله یامرکم ان تودو الامانات الی اهلها))

«هماناخداوند به شما فرمان داده که امکانات را به صاحبان آنها برگردانید.»

رساله ی قشیریّه

رساله ی قشیریّه مجموعه ی نامه هاوپیام هایی است که ابوالقاسم قشیری،آن را به صوفیان وشاگردان خودمی فرستاده.نوشتن این کتاب از سال ٤٣٧ه.ق آغاز شده وبه سال٤٣٨ه.ق پایان گرفته است.موضوع کتاب که از دو باب تشکیل شده است،درشرح احوال مشایخ صوفیّه وشرح اصطلاحات وتعبیرات عرفانی است.

شاید دوست داشته باشید:

نیایش پایانی کتاب فارسی هشتم

نیایش پایانی کتاب فارسی هشتم

نیایش پایانی کتاب فارسی هشتم الـهی جـانـب مـن کـن نـگـاهــی                             مـرا بـنما به سوی خویش راهـی خدایا! سوی من نگاهی […]

روان خوانی :آن سوی پنجره

روان خوانی :آن سوی پنجره

معنی واژه های روان خوانی             بیان: گفتار توصیف کردن: شرح دادن خاص: ویژه دل انگیز: دلربا دل باخته: دل بسته […]

راه خوشبختی

درس هفدهم: راه خوشبختی

لغات درس هفدهم راه خوشبختی  جزر ومدّ :پایین رفتن وبالا آمدن آب دریا مسلماً :قطعاً، یقیناً،بی گمان غنیمت :مناسب دانستن […]

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

چهار × دو =