حکایت : ان شاء الله

حکایت :ان شاء الله

qasem54 فارسی هشتم

آورده اند : حکایت کرده اند

درم: پول نقره

خِلَل: آسیب، تباهی

در عقیدتش خللی بود: سست ایمان بود

خَز: نوعی جانور مانند سمور که از پوست آن لباس تهیه می کنند.

خَز فروشان: بازار پوستین فروشان

ان شاالله: اگر خدا بخواهد

به ان شاءالله چه حاجت است؟ نیازی به گفتن ان شاء الله نیست

طَرّار: دزد

حیلت: فریب و نیرنگ

واقف: آگاه

خجل وار: خجالت زده، شرمگین

هان:آگاه باش

موضع : محل و جا

شاید دوست داشته باشید:

نیایش پایانی کتاب فارسی هشتم

نیایش پایانی کتاب فارسی هشتم

نیایش پایانی کتاب فارسی هشتم الـهی جـانـب مـن کـن نـگـاهــی                             مـرا بـنما به سوی خویش راهـی خدایا! سوی من نگاهی […]

روان خوانی :آن سوی پنجره

روان خوانی :آن سوی پنجره

معنی واژه های روان خوانی             بیان: گفتار توصیف کردن: شرح دادن خاص: ویژه دل انگیز: دلربا دل باخته: دل بسته […]

راه خوشبختی

درس هفدهم: راه خوشبختی

لغات درس هفدهم راه خوشبختی  جزر ومدّ :پایین رفتن وبالا آمدن آب دریا مسلماً :قطعاً، یقیناً،بی گمان غنیمت :مناسب دانستن […]

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

5 × 2 =