حکایت: شو خطر کن

حکایت: شو خطر کن

qasem54 فارسی نهم

شو خطر کن
شو خطرکن

نظامي عروضي: نويسنده و شاعر قرن ششم هجري است. وي در اواخر قرن پنجم، در سمرقند ولادت يافت. اثر مشهور او كتاب چهار مقاله   يا مجمع النّوادر است كه دربارة چهار گروه از مردم   يعني: دبير، شاعر، منجّم و طبيب نوشته شده است.

شاید دوست داشته باشید:

نیایش :بیا تا برآریم دستی ز دل

نیایش :بیا تا برآریم دستی ز دل

قالب شعر : منثوی

از : بوستان سعدی

بیت ۱ :

بیا تا براریم دستی زدل                                 که نتوان برآورد فردا ز گل

معنی :

بیا با تمام وجود خداوند را پرستش کنیم ، زیرا بعد از مرگ ، فرصت چنین کاری را نداریم.

آرایه ها :

دست برآریم : کنایه از مناجات بکنیم / دل و گل : جناس / فردا : مجازا قیامت

نکته های دستوری :

برآریم : فعل پیشوندی / نتوان برآورد : وجه مصدری

روان خوانی دو نقّاش

روان خوانی دو نقّاش

داستان‌هایی برای فکرکردنیکی از مجموعه طرح‌هایی است که برای رشد تفکر و یادگیری تدوین شده است؛ این کتاب مجموعه‌ای از […]

درس هفدهم :شازده کوچولو

درس هفدهم :شازده کوچولو

شازده کوچولو، اثری خیال انگیز و زیباست که در خلال آن عواطف بشری به ساده ترین شکل،تجزیه و تحلیل شده […]

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

20 − یازده =