درس اول: پیش از اینها

درس اول

qasem54 فارسی هشتم

۱-پیش از این‌ها فکر می‌کردم                         خدا خانه‌ای دارد کنار ابرها

قبل از اینها فکر می کردم خداوند خانه ای در آسمان و در میان ابرها دارد

۲-مثل قصر پادشاه قصه‌ها                           خشتی از الماس خشتی از طلا

مانند قصر پادشاهان داستان ها , خانه ای از الماس و طلا دارد

۳-پایه‌های برجش از عاج و بلور                       بر سر تختی نشسته با غرور

ستون های قصرش از عاج و شیشه است و شاه بر روی تخت شاهی با تکبر و غرور نشسته است

۴-ماه برق کوچکی از تاج او                         هر ستاره پولکی از تاج او

نور ماه بازتاب کوچکی از تاج او و ستاره های آسمان پولک های تاج او بودند

۵-رعد و برق شب طنین خنده‌اش                  سیل و طوفان نعره‌ی توفنده‌اش

فکر می کردم رعد و برق صدای خنده ی خداست , سیلو طوفان هم صدای فریاد های اوست

۶-هیچ کس از جای او آگاه نیست                    هیچ کس را در حضورش راه نیست

کسی از مکانش آگاه نیست و کسی اجازه ی ملاقات و دیدنش را ندارد

۷-آن خدا بی‌رحم بود و خشمگین                  خانه‌اش در آسمان دور از زمین

او خدایی بی رحم و خشمگین و خانه اش دور از زمین بود

۸-بود ،اما در میان ما نبود                             مهربان و ساده و زیبا نبود

او وجود داشت اما در میان مردم نبود , او مهربان و زیبا و ساده نبود

۹-در دل او دوستی جایی نداشت                    مهربانی هیچ معنایی نداشت

در قلب او دوست داشتن و عشقی و مهربانی وجو نداشت

۱۰-هر چه می‌پرسیدم از خود از خدا                 از زمین از آسمان از ابرها

هر چه از دیگران درباره ی خدا و خودم و زمین و آسمان و ابرها می پرسیدم

۱۱-زود  می‌گفتند این کار خداست                    پرس و جو از کار او کاری خطاست

همه می گفتند این کار خداست و سوال کردن در مورد او اشتباه و خطاست

۱۲-نیت من در نماز و در دعا                          ترس بود و وحشت از خشم خدا

به خاطر ترس و وحشت از خدا نماز می خواندم

۱۳پیش از این‌ها خاطرم دلگیر  بود                  از خدا  در ذهنم این تصویر بود

همین فکرها درمورد خدا باعث شده بود از خدا دلگیر باشم

۱۴-تا که یک شب دست در دست پدر                راه افتادیم به قصد یک سفر

تا اینکه یک شب همراه پدرم عازم سفری شدیم

۱۵-در میان راه در یک روستا                        خانه‌ای دیدیم خوب و آشنا

در بین راه و در یک روستا خانه ی خوب و آشنایی دیدیم

۱۶-زود پرسیدم پدر اینجا کجاست              گفت اینجا خانه‌ی خوب خداست

زود از پدرم پرسیدم اینجا کجاست؟ , گفت اینجا همان خانه ی خوب خداست!

۱۷-گفت اینجا می‌شود یک لحظه ماند             گوشه‌ای خلوت نمازی ساده خواند

پدرم گفت در این خانه می توان ماند و در گوشه ای خلوت نماز و دعایی خواند

۱۸-با وضویی دست ورویی تازه کرد             با دل خود گفت و گویی تازه کرد

اینجا می توان وضو گرفت و شاداب و سرحال با خدا راز و نیاز کرد

۱۹-گفتمش پس آن خدای خشمگین               خانه اش اینجاست ؟اینجا در زمین؟

به پدرم گفتم پس خانه ی آن خدای خشمگین همین جا روی زمین است؟!

۲۰-گفت :آری خانه‌ی او بی ریاست                  فرشهایش از گلیم و بوریاست

پدرم گفت : بله خانه ی خدا ساده و بی تجمل است و فرش های خانه اش از گلیم و حصیر است

۲۱-مهربان و ساده و بی کینه است               مثل نوری در دل آیینه است

او خدای مهربان و بی کینه است و او مانند نور در آینه صاف و روشن است

۲۲-عادت او نیست خشم و دشمنی            نام  او نور و نشانش روشنی

خشم و دشمنی از ویژگی های خدا نیست و یکی از نام های خدا نور است و او نشان روشنی است

۲۳-تازه فهمیدم خدایم این خداست             این خدای مهربان و آشناست

من تازه فهمیدم این خدای من است خدایی که خیلی مهربان و وست داشتنی است

۲۴-دوستی از من به من نزدیکتر              از رگ گردن به من نزدیکتر

این خدا دوست خوب من است و او از رگ گردن به من نزدیکتر است. (آیه ۱۶ سوره ق)

۲۵-می توانم بعد از این با این خدا            دوست باشم دوست , پاک و بی ریا

من می توانم بعد از این با این خدا دوستی پاک و صادق باشم

معنی واژه ها :

قصر :کاخ

خشت :آجر خام

عاج :بافت داخلی دندان که مینای دندان آن را در بر گرفته است – دندان فیل

بلور :نوعی شیشه

غرور : تکبر

طنین :صدا

نعره: فریاد

توفنده: خروشان

 خود ارزیابی

۱٫ شاعر در مصراع « اینجا خانه خوب خداست » به چه نکته ای اشاره دارد؟

منظور مسجد است
۲٫ درک و دریافت خود را از مصراع « نام او نور و نشانش روشنی » بیان کنید.

یک از نام های خداوند تبارک و تعالی “نور” است همان طور که در قرآن فرموده:الله نور السموات و الارض.

خدا نور است یعنی روشن است و روشنی بخش .

خدا که نور است هم خود روشن است هم به غیر روشنی می بخشد..خدا نور الانوار است .هرچیزی به نور او روشن است .شما هر چه را در عالم ظاهر می بینید به اسم “نور”خدامی بینید. چون او باعث زینت و آرایش اشیاست به او نور می گویند خدابا نور خود است که قلوب مومنین را به ایمان روشن می کند.

یکی دیگر از معانی نور “هدایت “است خدا نور است یعنی هادی است .او هر چیز را به نور خود هدایت و راهنمایی میکند.

نور در معنای کوچ دادن و راندن و بردن است. “نور” گویند چون تاریکی را می برد.

خداوند با نور مطلق خود شرک و شریک را از خود رانده است. به قول حکیم نظامی:

راه تو به نور لا یــــــــــزالی             از شرک و شریک هر دو خالی

نشان خدا هم روشنی است :هر کس که خدا او را به راه خود هدایت کند به روشنی و هدایت رسیده است. این انسان هم مظهر نور خدا می شود به طوری که اگر در راه های زندگی از لغزش و انحراف دور می شود .نشانه های الهی هم همان هایی است که در ظاهر می بینیم که علت ان که به چشم آمده از تجلی نور خدا بر آن هاست. اگر نور خدا براشیا نمی تابید هیچ چیز قابل رویت نبود وهمه ی اشیا مخفی بود

۳٫ چه راه هایی برای شناخت خداوند هستی وجود دارد؟ بهترین راه شناخت ،شناخت از راه موجودات است.زیبایی،پیچیدگی ،مهربانی ،خشم و…..موجودات نشانه زیبایی خشم و مهربانی خداست و در اصل نمود و نمایشگری از وجود خداست.

دانـــــــــــــــــــش ادبــــــــــــــــــــــی

در سال پیش با مفهوم زبان و ادبیات و تفاوت آن دو آشنا شدیم. م یدانیم که
ساختمان زبان از عناصری تشکیل م یشود. واژه ها و جمل ههای زبان، مانند ظرف هایی
هستند که فکر ما را در خود جای م یدهند. ما باید هنگام خواندن هر اثر و شنیدن گفتار
هر شخص، با درنگ و تأمل، نحوۀ گزینش واژه ها و زمینۀ فکری آن را جست و جو کنیم؛
پس برای درک بهتر هر اثر باید به «ساختار » و محتوای آن توجّه کرد.
برای بررسی ساختار )شکل بیرونی( هر اثر، می توانیم از این پرسش ها بهره بگیریم.
متن اثر، به « نثر » است یا به « نظم ؟»
شیوۀ بیان نوشته، « زبانی » است یا « ادبی ؟»
واژه های متن، ساده و قابل فهم هستند یا دشوار و دیریاب؟
اکنون با توجّه به این پرس شها، شعر «ستایش » و «درس اوّل » را از نظر ساختار با
هم مقایسه کنید.

فعالیـــــــــــــــــــــت های نوشتــــــــــــــــــــــــــــــــــــــاری   

۱- از متن «ستایش « » درس اوّل » واژه هایی بیابید که در آنها یکی از حروف « ذ، ز، ض، ظ » به کار رفته باشد.

زبان- – پوزش پذیر – جز / حضور – ذهن – لحظه – وضو
۲٫ جدول زیر را کامل کنید.
فعل      بن مضارع    مصدر    زمان
رفت       رو          رفتن      گذشته

دارد       دار         داشتن       مضارع(حال)

۳٫ ردیف و قافیه را در بیت هشتم و هجدهم شعر «پیش از این ها » مشخّص کنید.

بیت هشت :ردیف:نبود – نبود /قافیه: ما – زیبا

بیت هیجدهم: ردیف: تازه کرد – تازه کرد/قافیه : رو – گو

٤. سعدی در بیت زیر، به کدام داستان های مذهبی اشاره دارد؟
« گلستان کند آتشی بر خلیل        گروهی بر آتش بَرَد ز آب نیل »
داستان حضرت ابراهیم (ع)            داستان حضرت موسی (ع)
نکته :
در زبان فارسی، بعضی حروف، مانند «ذ، ز، ض، ظ » تلفّظ یکسان دارند
امّا شکل نوشتاری آنها متفاوت است؛ با دقّت در معنا، به املای این گونه کلمات
توجّه کنید

شاید دوست داشته باشید:

نیایش پایانی کتاب فارسی هشتم

نیایش پایانی کتاب فارسی هشتم

نیایش پایانی کتاب فارسی هشتم الـهی جـانـب مـن کـن نـگـاهــی                             مـرا بـنما به سوی خویش راهـی خدایا! سوی من نگاهی […]

روان خوانی :آن سوی پنجره

روان خوانی :آن سوی پنجره

معنی واژه های روان خوانی             بیان: گفتار توصیف کردن: شرح دادن خاص: ویژه دل انگیز: دلربا دل باخته: دل بسته […]

راه خوشبختی

درس هفدهم: راه خوشبختی

لغات درس هفدهم راه خوشبختی  جزر ومدّ :پایین رفتن وبالا آمدن آب دریا مسلماً :قطعاً، یقیناً،بی گمان غنیمت :مناسب دانستن […]

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

3 × چهار =