شعر خوانی فارسی هفتم : توفیق ادب

qasem54 فارسی هفتم

با تو یاد هیچ كس نبود روا

۱بیت:

ای خدای مهربان و بخشنده ، ای كه از فضل و بخشش تو حاجت هر نیازمند برآورده می شود، با بودن خدایی چون تو، شایسته نیست . كه بنده به دیگری روی آورد و از غیر تو یاری بخواهد.

۲بیت:

– خدایا ، دانش اندك ما را كه همچون قطره ای از دریاهاست. به دریاهای دانش بیكران خود متصل كن

بیت ۳ :

خدایا همچون پرندگان حریص و گرسنه ای كه در مسیر پروازشان دام های پردانه ی بسیاری گسترده شده، در مسیر زندگی ما نیز امكان لغزش و خطا و گمراهی بسیار است.

بیت ۴ :

اما اگر در هر قدم از مسیر زندگی ماف هزاران قطر باشد، نگرانی و اندوهی نداریم زیرا می دانیم كه تو برای خدای مهربان، هرگز بنده ات را تنها گذاری.

بیت ۵:

از خدا می خواهیم كه ما را موفق كند كه بنده ی ، مطیع و شاد باشیم. زیرا بنده ناسپاس و نافرمان از لطف پروردگار محروم خواهد شد.

بیت ۶:

انسان ناسپاس و گمراه تنها به خودش بدی نمی كند، اخلاق رفتار بد او مانند آتش به همه جا سرایت می كند و به همه زبان می رساند.

دراین شعرمولانا انسان ناشکر و ناسپاس در برابر خداوند را، انسان بی ادب نامیده است که نه تنها خودش را از نعمت‌های الهی محروم می کند، بلکه با ناشکری، برای همه اطرافیـانش بدی به وجود می آورد.

مولانا از ناسپاسی اقوام دیگر در گذشته، مثال می زند و می گوید که قوم موسی و عیسی نیز دایما ایراد می گرفتند و ناشکر بودند و برای همین روزی خود را نزد خداوند کم می کردند.

به هر حال هرکسی، نتیجه رفتارهایش را می بیند و ناشکری و گستاخی، نتیجه خوبی ندارد. حتی فرزند بی ادب در خانواده نیز، خود را از نعمت‌های خانواده محروم می‌کند.

***

(۱)

بی‌ادب محروم گشت از لطف رب

بی‌ادب تنها نه خود را داشت بد

بلک آتش در همه آفاق(۲) زد

مایِده(۳) از آسمان در می‌رسید

بی‌شَری و بیِع(۴) و بی‌گفت و شنید

درمیان قوم موسی چند کس

بی‌ادب گفتند کو سیر و عدس

مُنقطع شد خوان و نان از آسمان

ماند رنج زَرع و بیل و داس‌مان (۵)

باز عیسی چون شفاعت کرد حق

خوان فرستاد و غنیمت بر طَبَق(۶)

باز گُستاخان ادب بگذاشتند(۷)

چون گدایان زَله‌ها برداشتند(۸)

لابه کرده(۹) عیسی ایشان را که این

دایمست و کم نگردد از زمین

بدگمانی کردن و حرص‌آوری

کُفر باشد پیش خوان مِهتری(۱۰)

هر چه بر تو آید از ظلمات و غم

آن ز بی‌باکی و گُستاخیست هم

هر که بی‌باکی کند در راه دوست

ره‌زن مردان شد و نامرد اوست(۱۱)

از ادب پرنور گشته‌ست این فلک

وز ادب معصوم و پاک آمد مَلَک(۱۲)

مولانا ،مثنوی معنوی

پی نوشت ها:

۱-توفیق ادب داشتن: فرصت و امکان با ادب بودن

۲-آفاق: آسمان‌ها، منظور کل جهان هستی است

۳-مایده: نعمت های خوراکی

۴-شری و بیع: خرید و فروش

۵-معنی بیت: وقتی قوم موسی از سر ناسپاسی، قدر نعمت‌هایی که خدا برایشان می فرستاد را ندانستند، آن نعمت‌ها قطع شدند و آن مردم در رنج و زحمت افتادند

۶-خوان: سفرهرطبق: سینی

۷-ادب بگذاشتند: ادب را کنار گذاشتند

۸-زله برداشتن: باقیمانده و ریزه‌های غذا را جمع کردن

۹-لابه کردن: التماس و زاری کردن

۱۰-خوان مهتری: سفره بزرگان

۱۱-معنی بیت: هرکسی که نسبت به دوست خود، قدرنشناس و بی ادب باشد، انسان واقعی و با معرفت نیست

۱۲-معنی بیت: روشنی این عالم، از نور ادب و شکرگذاری و قدردانی است و فرشتگان برای همین ادب و سپاسگزاری که در طبعشان دارند، این قدر پاک و معصوم هستند

شاید دوست داشته باشید:

خوب جهان راببین

درس دوم فارسی هشتم : خوب جهان راببین

لغات و ترکیبات درس ۲ ( خوب جهان را ببین) دلایل : جمع دلیل  علت ها بی همتا : بی […]

نیایش هفتم

۱)خداوندا، به حقّ نیک مردان                   که احوال بَدَم را نیک گردان خدایا تو را به حق انسان های نیکوکار قسم […]

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

هجده − 12 =